🔰 انحصار وکالت،  واقعیت یا شعاری عوامفریبانه

🖨️ منتشره در هفته نامه سراسری خبری آموزشی، حامی عدالت
📖 صفحه 13
🗓️مورخ 7دی ماه ۱۳۹۹
💾شماره

✍محی الدین خوران _ وکیل دادگستری

    📌 این روزها به نظر می رسد نفس های نهاد وکالت به عنوان یکی از بازوان عدالت به شماره افتاده است، از سیاستمداران نا آشنا به ذات و ماهیت وکالت تا اقتصاددانانی که بدون توجه  به جنبه تخصصی و انتزاعی آن،  رابطه وکیل و موکل  را همان رابطه بین فروشنده و مشتری تلقی نموده اند. هر یک به طریقی  عمدا یا ناآگاهانه هجمه هایی را به این حرفه وارد نموده اند  و صد البته در این راستا برخی از فارغ التحصیلان حقوق  نیز که از ورود به این نهاد باز مانده و مترصد دستیابی به پروانه وکالت هستند به جای نگاه حقوقی به مسئله، با آب و تابی عوام گرایانه از قبیل لزوم رفع انحصار، کمبود وکیل و رفع بیکاری خیل دانشجویان حقوق، در صدد آماده سازی فضا، جهت تصویب طرح تسهیل کسب کار در خصوص وکالت بوده تا بر اساس آن هر حقوق خوانده ای بتواند وکیل شود.

📌در این وانفسا برخی رسانه ها که از پشتوانه گروههای فوق هم برخوردارند علاوه بر بزرگ نمایی موضوعات فوق  با پرداختن به مباحثی از قبیل مالیات وکلا، حق الوکاله وکلا و  لزوم برخورد با انحصارگرایان، آدرس های نادرستی به جامعه القا نموده و با شعارهایی عوامفریبانه فریاد وا عدالتا سر داده که؛ ایشان می خواهند بیکاری را از بین ببرند و جلوی فرار مالیاتی وکلا را بگیرند اما این ظالمان ضمن اعتراض  می خواهند هم فرار مالیاتی  نموده و هم تعدادشان زیاد نشده تا درآمدشان کاهش نیابد.

📌حال آن که بسیار ساده انگارانه خواهد بود اگر ندانیم وکلا چه می گویند و چه می خواهند این طرح به ظاهر عامه پسند، واجد آثار مخرب و زیانباری است زیرا که ؛
اولا، بر خلاف تصور  موافقان طرح،  وکالت داری ماهیت دوگانه؛ بعد انتزاعی شامل دفاع از حق یا قانون، بعد مادی شامل ایجاد اشتغال و کسب در آمد می باشد که غلبه بعد مادی آن می تواند ارزش و اهمیت بعد انتزاعی که فلسفه وکالت را تشکیل می دهد  زایل نماید فی الواقع وکالت و قضاوت دو جنبه مکمل از اجرای عدالت و حاکمیت قانون هستند که همین عدالت ایجاب نموده یکی مزدش را از حاکمیت بگیرد و دیگری از مردم، از این رو بی توجهی به جنبه اصلی و نخست وکالت جفا به عدالت می باشد.

📌ثانیا، هیچ وکالتنامه ای بر اساس نصوص قانونی و رویه محاکم بدون پرداخت مالیات به جریان افتاده نمی شود از طرفی برخلاف تصور عموم درآمد وکلا، بجز تعداد قلیلی از سطحی متوسطی برخوردار بوده که اخیرا با افزایش بی رویه جذب وکلا عده ای حتی از حداقل امکانات معیشتی نیز محروم می باشند و معروف به وکلای بیکار هستند. ثالثا، براساس امکانات و ظرفیت قانونی هیچ متقاضی کم درآمدی از داشتن وکیل محروم نیست و هر شخص می تواند با یک تقاضا از امکان داشتن وکیل معاضدتی یا رایگان  در تمام پرونده ها برخوردار و یا در پرونده های مهم با ارجاع محاکم به وکلای تسخیری از بهترین وکلای متخصص بدون پرداخت ریالی حق الوکاله، بهره مند گردد.

📌رابعا، حق دفاع شهروندان یک امر تخصصی بوده که قانونگذار  در اصل ۳۵ قانون اساسی به آن تاکید نموده است از این رو در صدور مجوز برای مجریان این حق  که ارتباط مستقیمی با اجرای عدالت و حاکمیت قانون دارد  باید حساسیت داشت نمی توان با این وضعیت اسفناک کیفیت آموزش عالی در صدور مدرک حقوق، همه ایشان را واجد صلاحیت برای دفاع از قانون تلقی نمود و به یکباره احقاق حقوق مردم را در معرض تفریط و افراط قرار داد. از طرفی در حال حاضر، مرکز وکلا بطور کامل و کانون وکلا با نظر اکثر  نمایندگان قوه قضائیه  ظرفیت پذیرش را تعیین می نمایند و وکلا کمترین تاثیر را در تعیین ظرفیت پذیرش دارند. از این رو کسانی که قصد حمله به مدافعان حقوق شهروندان دارند بهتر آنست قبل از هر پیش داوری و قضاوتی مفهوم واقعی وکالت را درک نمایند و بدانند وکلا چه می گویند و چه می خواهند آن گاه بنشینند و برای حقوق ملت تصمیم بگیرند.

✴️ گلایه عضو هیات مدیره مرکز وکلای قوه قضاییه از «افول رشته حقوق»

✴️ گلایه عضو هیات مدیره مرکز وکلای قوه قضاییه از «افول رشته حقوق»

 ▪️بخشی از یادداشت محی‌الدین خوران، عضو هیات مدیره مرکز وکلای آذربایجان غربی که برای انتشار در اختیار اختبار قرار داده است:

🔸 رشته حقوق و مشاغل تبعی آن مثل قضاوت و وکالت ارتباط مستقیمی با حاکمیت قانون و اجرای عدالت دارند. تصمیمات نابخردانه می تواند وحشتناک‌ترین ضربات را به نظام حقوقی کشور وارد کند. وقتی به اهمیت کیفیت آموزشی رشته حقوق و نهاد وکالت واقف نباشیم و هر دارنده مدرک حقوق از هر نهاد آموزشی را حقوق‌دان تصور، و شهروندان  را زیبنده داشتن چنین مدافعانی تلقی نماییم  فی الواقع نه برای حقوق شهروندان ارزشی قائل شده ایم نه برای رشته حقوق،  نه حساسیتی به حاکمیت قانون داریم و نه  حساسیتی به اجرای  واقعی عدالت،  نتیجه آن هم تصمیم های خلق‌الساعه‌ای است که یک روز قانون غیر کارشناسی تصویب کنیم روز بعد بخشنامه ای جهت اصلاح آن صادر نماییم و یا یک روز صدور اشد مجازات را افتخار و  روز دیگر نسخه موقت و غیر کارشناسی کاهش حبس را تصویب کنیم و  قس‌علی‌هذا.

🔸در اهمیت رشته حقوق همین بس که در کشوری مثل کانادا هیچ دیپلمه ای نمی تواند مستقیما وارد مقوله تحصیل در رشته حقوق شود بلکه باید یک لیسانس دیگر اخذ نموده تا بتواند لیاقت و شایستگی تحصیل در این رشته را کسب نماید. یا ورود به حرفه وکالت و قضاوت هم روند حساس دیگری دارد فارغ التحصیل حقوق جهت تغییر نگرش و آشنایی با جامعه باید بعد از تحصیل به صورت داوطلبانه در برخی فعالیت های اجتماعی از قبیل؛  فعالیت های زیست محیطی، بهزیستی، سالمندان، و... فعالیت نماید تا صلاحیت و لیاقت شرکت در آزمون علمی وکالت را  به دست بیاورد. علاقمندان به قضاوت هم  بعد از پنج یا شش سال  وکالت، تازه صلاحت و لیاقت شرکت در آزمون علمی قضاوت را کسب می نمایند.

🔸حال آن که در کشور ما سهل‌الوصول‌ترین مدرک رشته تحصیلی، حقوق است و ترکیب این تسهیل با توهم ثروت و قدرت ناشی از مشاغل تابعه، می‌تواند هر شخصی را جهت ورود به آن وسوسه نماید تا مترصد ورود به مشاغل قضاوت و وکالت شده و در کوتاه‌زمانی بر نظام تصمیم‌گیری هم تاثیر گذاشته و مطامع خود را تحصیل نماید.

✔️ پایگاه خبری اختبار @Ekhtebar
▫️وبسایت  ▫️اینستاگرام ▫️سروش  ▫️فیس بوک▫️توییتر

🔰 حق دسترسی به وکیل مدافع و لزوم رعایت اصل تساوی سلاح

🔰 حق دسترسی به وکیل مدافع و لزوم رعایت اصل تساوی سلاح

✍محی الدین خوران وکیل پایه یک دادگستری

🖨️ منتشره در هفته نامه سراسری خبری آموزشی، حامی عدالت
📖 صفحه ۱۹
🗓️مورخ ۳۰ آذر ماه ۱۳۹۹
💾شماره ۳۰

📌بر اساس نظریه مشهور قرارداد اجتماعی، شهروندان بخشی از آزادی خود را  از دست داده و این اختیار را به حاکمیت  می دهند تا ضمن اداره جامعه برای ایشان امنیت را به ارمغان بیاورد که تضمین انجام این تعهدات دو طرفه در سایه تدوین قوانین مدون بوده و در نتیجه حقوق شهروندان در مقابل هیات حاکمه و همچنین حقوق جامعه و هیات حاکمه در مقابل شهروندان تبیین و حفاظت می شود. بر همین اساس نیز در جمهوری اسلامی ایران، قانون اساسی به عنوان منشور ملی ایرانیان، در اصل ۳۵ ،حق دسترسی به وکیل مدافع را در تمامی محاکم در ردیف حقوق ملت بعنوان یکی از حقوق اساسی شهروندان ذکر  نموده و پاسداشت این حق وظیفه تمام آحاد مردم است.خوش بختانه روح حاکم بر قانون اساسی و سند امنیت قضایی اخیر التصویب ریاست محترم قوه قضائیه، بیانگر اراده و نگرش مجریان به کارکرد استقلال محور وکیل در پروسه دادرسی  می باشد لیکن هنوز با حاکمیت کامل چنین نگرشی فرسنگ ها فاصله داریم.

📌  حق دسترسی به وکیل مستقل در سیر  تاریخی خود در کنار برخی تلاش ها و حتی تصویب قوانین عادی، همچنان در معرض تحدید و ممانعت قرار داشته و بنا به سلایق و نگرش های متفاوت مسئولان، دچار تلاطم هایی شده  که گاها با فلسفه وجودی این حق در تعارض کامل می باشد. مثلا در آیین دادرسی کیفری جدید علی رغم  پیشرفت محسوس وجود قیودی همچون تبصره ماده ۴۸ و همچنین اختیار بازپرس براساس ماده ۱۹۱ در تشخیص عدم دسترسی وکیل، بهره مندی آزادانه شهروندان را با چالش مواجه نموده است بدون شک وکیلی که منظور و مقصود شارع  مزبور در قانون اساسی به عنوان قانون مادر را   برساند واجد خصیصه هایی می باشد که هیچ قانون عادی نمی تواند آن را محدود نماید فلسفه همراه داشتن وکیل صرفا آشنایی با یکسری قوانین و مسائل شکلی طرح دعاوی نمی باشد بلکه این حق همان اجازه دفاع به شهروندان  بر مبنای همان قوانین مورد توافق حاکمیت و شهروندان یا نمایندگانشان می باشد و اصل ۳۵ قانون اساسی ایت حق را بدون هیچ گونه قید و بندی برای شهروندان به رسمیت شناخته است.

📌 استقلال وکیل با شعارمحقق نمی گردد لازمه اش،  مصونیت از تعقیب در مقابل دفاع از حقوق موکل  و مصونیت از گزارش و تخلف انگاری تمام دست اندرکاران آن طرف میز عدالت از قبیل؛ قاضی، کارمند و ضابط می باشد  شما نمی توانید همه اینها را  نگهبان وکیل بدانید و از وکیل بخواهید مستقل شود، صد البته همه اشخاص در برابر قانون یکسان بوده و پاسخگوی اعمال خود می باشند و شخصیت وکیل هم مستثنی نبوده  همان گونه که قضات مستثنی نیستند ولی استقلال ابزار می خواهد در کشورهای توسعه یافته برای احیای عدالت از اختیارات دادستانها کم کرده و  اختیارات وکلا را افزایش داده اند تا عدالت تامین شود که به این "اصل تساوی سلاح وکیل و دادستان" می گویند از این رو  هر گونه سپردن نظارت یکی از این دو به آن دیگری خلاف فلسفه ایجادی وکالت و حق دفاع  می باشد  یعنی نمی توان انتظار داشت وکیل تحت نظارت  دادستان باشد و در مقابل  ایشان آزادانه از حق موکلش عادلانه دفاع کند. یا مدام برای وکلا قواعد دست و پاگیر وضع نمود و همچنان دم از استقلال وکیل و حق داشتن وکیل زد.